کلیپ خاطره ای جالب از زبان مرحوم کوثری
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ 

سلام این یه کلیپه که خودم درست کردم.که یه خاطره جالب در مورد امام از زبان مرحوم حاج اقا کوثریه (روضه خوان امام).این فیلمو خودم از خونوادشون گرفتم

http://talabehqomi.persiangig.com/video/hajkosari.zip

دانلود کلیپ 


کلمات کلیدی:
 
دسته سادات در شام غریبان=جواب سلام مادرشان فاطمه زهرا
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

بیانات ایت الله وحید خراسانی در مورد سادات:

وظیفه فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها

این واقعه چطور باید احیا شود؟ دراین جا مهم وظیفه اولاد فاطمه است. این هم قسمت دوم است . اولا د فاطمه هرکس که ولد حقیقی است اولا عنوان ولد عنوانی است که شامل کسانی هم که از ناحیه مادر فاطمی هستند شامل می شود به حکم قرآن : ومن ذریته ، برهان این مطلب است. اولاد منحصر به نسلی که از ناحیه پسر است نیست بلکه از ناحیه دختر هم ولد است لذا تمام کسانی که از جهت پدر فاطمی هستند در در جه اولی، تمام کسانی که از ناحیه مادر فاطمی هستند در در جه دوم باید شام غریبان آن حضرت را که روز سوم جمادی الثانیه شب که شد امسال مقرر است که در تمام شهرها  هیات خاصه سادات باید شام غریبان بیرون بیایند ووظیفه خودشان را نسبت به مادرشان ادا کنند. این جا دو تا مطلب است:

نگاه به سادات عبادت است

شیخ صدوق در عیون روایتی نقل می کند. مضمون روایت این است: نظر به صورت ذریه آن حضرت عبادت است . این کلمه از کجا نشات می گیرد؟ نظر به کعبه عبادت است. نظر به مصحف عبادت است. نظر به صورت عالم عبادت است. نظر به صورت یک فاطمی که فقط انتساب به او دارد عبادت است. بعد سوال شد از امام هشتم این که نظر عبادت است نظر به ائمه از ذریه است ؟ بیان امام این است که این نظر به همه ذریه فاطمه است. یعنی آن سیدی که چهارده قرن بعد هم بیاید نظر به قیافه او عبادت است. این یک روایت.

روایت دیگر در امالی شیخ صدوق است:

روز قیامت  ظلماتی محشر رامی گیرد. بعد که ظلمت سیطره پیده کرد ناگهان انواری در محشر ظهور پیدا می کند، مردم متحیرند که این ها چه طبقه اند؟ ملائکه اند؟ انبیائند ؟ شهدایند ؟ منادی ندامی کند انبیا نیستند، شهدا نیستند، ذریه پیغمبر خاتمند. فقط یک  شرط دارد: ما لم یفترقوا عن منهاجه ولم یتلوثوا بمعصیه الله. [2]

درهر سیدی که این دو خصوصیت پیدا شود:

اول از منهاج[و روش] رسول خدا خارج نشود.

دوم:  لوث معصیت به دامنش ننشیند .

این سید در دنیا نظر به صورتش عبادت می شود ودر قیامت هم چراغ فروزان عرصه محشر می شود ولی همه این ها از برکت چیست؟ باید ریشه را پیدا کرد. سادات علویین علویات ذریه رسول که منحصرا غیر از طریق صدیقه کبرا نیست واین هم از عجایب عالم است. چرا به این جا رسیدند؟ منشا این امتیاز چیست؟

وقتی از دنیا رحلت کرد که دیگر گفتنی نیست آن مسائل، کسی هم در خانه نبود فقط اسما بود . غسل کرد. خلاصه .. باشد ...بعد دو پسر آمدند پرسیدند اسما مادرمان چه شد؟ هر دو دویدند روبه قبر پیغمبر واحمدا وامحمدا تا وارد مسجد شدند.

آن چه که کمر شکن است این است: امیرالمومنین کسی است که هزار ضربت اثرش برآن بدن بود. درهیچ ضربتی آه نکشید. اما همین که چشمش به این دو پسر افتاد غش کرد. حال چه حالی شد! عبارت این است : آب به صورتش پاشیدند افتاده بود روی زمین. بعد از جا برخاست . آمد وارد خانه شد وارد خانه که شد پرده را از روی صورت برداشت آ ن اساس مطلب این جاست فکشف عن وجهها . فاذن برقعه عند راسها فادن فیها

بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد اوصت وهی تشهد ان لااله الله وان محمدا عبده ورسوله وان الجنه حق والنارحق وان الساعه آتیه لاریب فیها وان الله یبعث من فی القبور یا علی انا فاطمه . درهمه فاطمه همه راگفت که من کی هستم بدن م چیست روحم چیست بنت محمد زوجنی منک خدا مرا تزویج به توکرده لاکون لک فی الدنیا والاخره انت اولی بی من غیری .حنّطنی وغسلنی وکفنی اما باللیل. وصل علیّ . چه بوده از حنوط از غسل از کفن تا برسد به دفن همه باید نیمه شب باشد ولا تعلم احدا.

بعد هم گفت یا علی تورا به خداسپردم. یعنی دیگر تنها یاور تو تنها رکن تو من بودم . رفتم . آن جمله آخر این است : سادات دیگر بفهمند چه وظیفه دارند اولا علویین، علویات، فاطمیین وفاطمیات درتمام این مملکت، شهادت حضرت زهرا روز سوم جمادی الثانیه، باید به وسیله شما برای همیشه تضمین[؟] شود.

شرکت در عزاداری حضرت زهرا سلام الله علیها

شام غریبان هیئات سادات مستقلا بیرون بیایند وغیر سادات پشت سر آنها ،  چرا؟ برای خاطراین که یک بلاغی است کسی تبلیغ کرده کسی واسطه تبلیغ است. آن مطلبی که رسانده به شما چیست؟ ختم وصیت این است:

واقرء علی ولدی السلام

به فرزندان من تا روز قیامت سلام مرا برسان. معنی دارد این کلمه یعنی به آن ها بگو نیمه شب ، حنوط شد دفن شد. وظیفه همه از خواص و سادات معین شد.

بارالها ما را به روح صدیقه کبرا ببخش.

مارا مورد نظر فرزندش قطب عالم امکان قرار بده.

منبع: javadbagheriqomi.blogfa.com


 
وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

احمد خسروی در وبلاگ خود خاطره ای جالب را از شیخ حسین انصاریان منتشر کرد:

یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عده‌ای مشغول نوشیدن و یک عده‌ای مست هستند و یک عد‌ّه تازه نشسته‌اند.

من که وارد شدم صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمده‌اید! گفتم: نه برادر، اشتباه نیامده‌ام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم. گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام!




آن زمان هم من سی سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه می‌خواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم! گفتم : پس می‌توانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا می‌کنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا می‌کنم

گفتم: تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است، چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان، گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم و گفتم: این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم. رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من می‌خرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.

منبع:تابناک


 
ایراد یکی از بینندگان وبلاگ به نظرات بنده.وجوابیه بنده
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

سوال عباس آقا:

ببین من یه سوالی از شما دارم
به نظر شما اگر کسی بیاد و درباره ی اسلام حرف بزنه در حالی که هیچی از دین و دینداری و اسلام و شیعه و اینها نمیدونه نباید بهش خندید؟
خود شما بهش نمیگین که اقا بشین کنار بزار یه متخصص دین بیاد و حرف بزنه
عزیز من بشین کنار بذار یه جامعه شناس یه روان شناس یه اقتصاد دان بیاد و در باره ی این مسائل حرف بزنه.
ایا غیر از این است که تعداد فرزند در اسلام اصولا مطرح نیست و امری ایست که خدا درباره ی ان دستوری نداده است. حال اگر بنا به دلایل اقتصادی ‘ اجتماعی و فرهنگی دارن میگن اقا کمتر بچه بیارین‘ این کجاش شیطانیه؟ ایا این که کسی بخواهد یک یا دو بچه داشته باشد عملی شیطانی انجام داده است؟ حال اگر همین را هم توصیه کند چه/ ایا باز هم میتوان گفت کاری شیطانی انجام داده است؟ شما را چه می شود که چنین سطحی حرف میزنید و به حکم ملبس شدن به لباس رسول عربی(روحی و ارواحنا له فدا’) دیدگاه خود را دیدگاه اسلام می دانید.
اگر خواستین بیشتر با هم بحث کنیم میل منو که دارین به همین میل با هم مکاتبه داشته باشیم
یا علی

جواب بنده:اقای عباس گل گلاب سلام علیکم.فدای اسمت بشم الهی بر چه مبنایی باید با شما صحبت کنم؟
ببین یه موقع است بنده میام بالای منبر و ذوقی یه حرفی میزنم بدون دلیل و مدرک .بدون استدلال به ایه ای یا روایتی اونجا شما حق اعتراض دارید و میگید حرف شما به این دلیل قابل استناد نیست.
ولی وقتی رفتم بالای منبر و ایه قران آوردم دیگه شما حق اعتراض نداری.چون حرف حرف من نیست کلام خداست.
در بحث ما هم بنده برای شما دلیل آوردم(ظاهرا شما متن سخنرانی رو نخوندید و فقط از تیتری که زدم عصبانی هستید.چون اگه خونده بودید صد در صد این ایرادو نمی گرفتید)کی گفته اسلام به کمیت جمعیت اهمیت نداده.جدای از روایاتی که در این زمینه داریم و در این سخنرانی هم به چند مورد اشاره شده جدای از اینها با چشم خودمون داریم می بینیم که دشمنان اهل بیت روز به روز دارن زیاد و زیادتر میشن و ما چشمامونو بستیم و هی میزنیم تو سر خودمون که اقا فرزند کمتر زندگی بهتر.
یه حساب دو دوتا چهار تاست.(اصلا فرض رو میگذاریم بر اینکه هیچ آیه و روایتی هم راجع به این مطلب نداریم.پس مصلحت چی میشه؟)
شما هم مثل ادم های زمان پیامبر حرف از اقتصاد میزنید در حالی که خدا جوابتونو داده.«نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ»انعام/151
روایت داریم زن و شوهری بودند که خانم بچه نمی‌خواست. می‌گفت چون فقیر هستیم بچه دار نمی‌شویم. نامه نوشتند حضرت ابوالحسن علیه السلام جواب داد فرمود: «اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَرْزُقُهُمْ»(کافى، ج‏6، ص‏3). نکند به خاطر نان و آب بچه دار نشوید.
شما این بحث رو از دین جدا کردید در حالی که دیدید خداوند این بحث را عین دین میداند.
اگر نظر علما و رهبری رو هم قبول داشته باشید توی وبلاگم در مطالب قبلی آوردم.باز هم چون احتمال میدم که جنابعالی رویت نکردید باز ذکر میکنم
از قول اقای خرازی:
همان سال ها پرسشی از رهبر انقلاب در مورد سیاست کاهش جمعیت مطرح شد. متن این پرسش و پاسخ با آیت الله خامنه ای در آن بازه زمانی در کتاب "کاهش جمعیت؛ ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین" نوشته علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی آمده است.

در این کتاب با اشاره به سیاست کاهش جمعیت به نقل از آقای خرازی این گونه می خوانیم:

«من‌ با حضرت‌ آیة‌ الله‌ خامنه‌ای‌ ملاقاتی‌ داشتم‌ و ایشان‌ فرمودند: من‌ حدس‌ می‌زنم‌ که‌ این‌ یک‌ نقشه‌ خارجی‌ باشد و با این‌ امر موافق‌ نیستم‌. و در ملاقاتی‌ که‌ با جناب‌ حجّة‌الإسلام‌ و المسلمین‌ آقای‌ رفسنجانی‌ داشتم‌ ایشان‌ را راجع‌ به‌ خطر این‌ امر گوشزد کردم‌؛ ایشان‌ گفتند: این‌ یک‌ نظری‌ است‌. و دیگر گفتاری‌ نداشتند.»
خرازی با اشاره به این اظهار نظرها می گوید:«من‌ معتقد هستم‌ که‌ این‌ طرح‌، یک‌ نقشه‌ استعماری‌ و توطئه‌ ابرقدرتها می‌باشد، و بی‌رابطه‌ با آن‌ جلسه‌ای‌ که‌ در اسرائیل‌ جهت‌ کنترل‌ جمعیّت‌ کشورهای‌ اسلامی‌ تشکیل‌ شد، نمی‌باشد. مخصوصاً این‌ طرح‌ زمانی‌ در ایران‌ به‌ اجراء در آمد که‌ چهارماه‌ بعد از آن‌ نقشه‌ای‌ بود که‌ در اسرائیل‌، کنفرانس‌ آن‌ تشکیل‌ گردید.»

نگارنده کتاب همچنین به مسائل زیادی در این حوزه اشاره می کند. او می نویسد:«تنها جائی‌ که‌ شعار "فرزند کمتر، زندگی‌ بهتر" وجود ندارد اسرائیل‌ است‌. این مسئله شاید در مورد وهابیت و مناطق مرزی ایران نیز مصداق داشته باشد که البته برخی نگرانی های امنیتی را هم در این صورت در پی دارد.

امیدوارم که دیگه بنده رو متهم به ذوقی حرف زدن و از روی هوا حرف زدن متهم نکنید و کاری هم به عبا و عمامه ما نداشته باشید.
باز هم اگه قانع نشدید ما در خدمتیم.
ممنونم که با نظرت باعث شدی مطلبو بیشتر باز کنم.فکر میکنم این شبهه شبهه خیلیها باسه.
علی یارت


 
شعار فرزند کمتر زندگی بهتر شعاری شیطانی
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

فکر میکنم این سخنرانی آقای قرائتی جواب دندون شکنی باشه برای کلیه شبهات راجع به کنترل فرزند که از زبون خودی ها و غیر خودی ها داره مطرح میشه.

فکر کنم اگه کسی مسلمون باشه این دلایل براش کافیه و هیچ شبهه ای براش نمی مونه. پس حتما بخونید.

برای خوندن متن سخنرانی اینجا کلیک کنید.

 

 


 
روشنفکری از نوع عمری(خدا به خیر بگذرونه)
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

بعضی می‌گویند نماز خواندن یعنی چه؟! عبادت یعنی چه؟! اینها مال پیرزنهاست! انسان باید اجتماعی باشد!
این حرفها یک نوع روشنفکری است اما روشنفکری عمری
شنیده اید که عمر، حی علی خیر العمل را از اذان برداشت، چرا؟
به خاطر یک روشنفکری که پیش خود کرد ولی در واقع یک اشتباه بزرگ مرتکب شد. زمان او دوران اوج فتوحات اسلامی و مجاهده اسلامی بود و سربازها خیل خیل به جنگ دشمن می‌رفتند و با عده کم، دشمن قوی را به زانو در می‌آوردند. مسلمانان با سپاهی کمتر از صدهزار نفر با دو امپراطوری بزرگ ایران و روم که هر کدام با سپاه چند صد هزار نفری به جنگ اینها آمده‌اند می‌جنگند و در هر دو جبهه دشمنان را شکست می دهند. جهاد بار دیگر ارزش خود را ثابت می‌کند و روشن می شود که وقتی اسلام مجاهد می‌پرورد یعنی چه.
عمر گفت: وقتی موذن در اذان با صدای بلند می‌گوید: الله اکبرو بعد شهادتین وحی علی الصلوه و حی علی الفلاح عیبی ندارد اما حی علی خیر العمل (به بهترین اعمال رو بیاور) که معنای آن این است که نماز بهترین اعمال است، روحیه مجاهدین را خراب می کند، چون مجاهدین پیش خود می گویند حال که نماز بهترین اعمال است، ما به جای اینکه برویم در میدان جنگ جهاد کنیم، در مسجد مدینه می‌مانیم و در جوار قبر پیغمبر (ص) نماز می‌خوانیم، که بهترین اعمال است، آنها بروند بکشند و خود را به کشتن بدهند، زخم بردارند، چشمشان کور شود، دستشان بریده شود، پایشان قطع شود، شکمشان سفره شود ولی ما اینجا راحت در خانه پیش زن و بچه خود می‌مانیم و چهار رکعت نماز می خوانیم و از آنها افضل هستیم.
عمر گفت: نه این بد آموزی دارد مصلحت این است که این عبارت را از اذان برداریم به جای این جمله بگویند الصلوه خیرُ من النوم، نماز خوب چیزی است از خواب بهتر است! یعنی به جای اینکه بخوابید بیایید در مسجد نماز بخوانید.
این مرد آنقدر فکر نکرد که آخر این چند ده هزار سرباز که قطعا تعدادشان به صدهزار نمی‌رسیده با چه قدرتی دارد با دو تا چند صد هزار نفر در دو جبهه مختلف می جنگد و فاتح می شود؟
این فتح، فتحِ چیست؟ فتح اسلحه است؟آیا اسلحه عرب بر اسلحه ایرانی و رومی می‌چربید؟ ابدا.
ایرانیان و رومیان از دوکشور متمدن بودند و عالیترین سلاحهای زمان خود را در اختیار داشتند، در حالیکه شمشیر عرب در مقابل شمشیرهایی که در ایران یا روم وجود داشت مثل یک آهن شکسته بود.
آیا نژاد عرب از نژاد روم یا نژاد ایران قویتر و نیرومندتر و پهلوانتر بود؟ ابدا.
مگر نمی دانید که شاپور ذوالاکتاف چه بر سر عربها آورد؟! مگر شاپور ذوالاکتاف نبود که هزاران عرب را اسیر کرد؟ مگر شانه‌های آنها را سیاه نکرد و آنان را به زنجیر نکشید؟ زور عرب در آن ایام کجا بود؟مگر صد سال بعد همین ایران، عرب را شکست نداد؟ پس عرب با چه نیرویی با ایران و روم می‌جنگد و آنها را شکست می دهد؟
نیروی او نیروی ایمانش است، همان نیرویی که از حی علی خیر العمل گرفته، نیرویی است که از نماز گرفته، نیرویی است که از راز و نیاز با خدای خودش گرفته است. به تعبیر قرآن وقتی که او شب به درگاه الهی می‌ایستد و رازونیاز و مناجات می کند، از خدای خود نیرو می‌گیرد. آن نیروست که به او روحیه داده.
یعنی روحیه عرب است که ایران و روم را شکست می‌دهد. این روحیه را از چه چیز گرفته است؟ از ایمانش گرفته.
نماز چیست؟ تازه کردن ایمان. این روحیه را از الله اکبرش گرفته است. وقتی که در نماز چندین بار می‌گوید: الله اکبر، جواب همه را می دهد که همه اینها هیچ است. وقتی چند صد هزار سرباز را در مقابل خود می بیند می گوید: لا حول ولا قوه الاّ بالله العلی العظیم، الله اکبر خدا بزرگتر است، همه قدرتها به دست خداست. انسان باید به خدااتکا داشته باشد، از خدا نیرو بگیرد، از خدا قدرت بخواهد. همین نماز است که به او نیرو داده است اگر این نماز نبود آن سرباز مجاهد نبود. ...

شهید مطهری
کتاب انسان کامل
درد خداجویی در انسان

منبع:پژواک   http://pejhwak.blogfa.com/post-317.aspx


 
چه مقامی داری مادر جان
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

از خصوصیات مومنین این است که هر گاه معصیت خدا ببینند غضبناک می شوند چون خدا غضبناک می شود و هر کجا اطاعت خدا می بینند خشنود می شوند چون خدا خوشنود می شود.

مادر جان تو چه مقامی داری که ((ان الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضیها))؟

چه کردی که خدا با غضب تو غضبناک و با خشنودی تو خوشنود می شود؟